
متن آهنگ آسمون پاییز از احمدرضا نبی زاده
یه روز از روزای پاییز میون زمزمه بادیه نگاه تازه دیدم که به من عشقو نشون دادلحظه به تو رسیدن مگه میشه بره از یاددلم آهسته می لرزید وقتی چشم…

یه روز از روزای پاییز میون زمزمه بادیه نگاه تازه دیدم که به من عشقو نشون دادلحظه به تو رسیدن مگه میشه بره از یاددلم آهسته می لرزید وقتی چشم…

در که وا میشه می بینم پیرهن آبی پوشیدیآسمونو از تو کوچه تا دل کافه کشیدیحس باهم بودن ما بوی قهوه دود سیگارمثل هر روز ساعت پنج التهاب تند دی…

واسه من گل نفرست دیگه دوستت ندارمنمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارممی دونی میون ما هرچی بود گذشت و رفتاون بهار آشنایی خیلی زود گذشت و ر…

بی تو تنها با خیالت منم و چشمای گریونتوی این جاده تردید زیر قطره های بارونباورم کن باورم کن دلم از دنیا بریدهخیلی وقته آینه تو ما رو پیش هم…

شب ظلمانی و گرگان کمین کرده به راهدل قوی دار که صبح و سحری هست هنوزسر نیامد غم ایام در این خیز اگرباخبر باش که خیز دگری هست هنوززین درخت گر…

توی معصومی چشمات یه نگاهی خونه کردهکه من دربدرت رو اینجوری دیوونه کردهتو همونی که یه عمره خنده هات کرده اسیرممیشه از عطر حضورت نفس تازه بگی…

مانده از شب های دورادور بر مسیر خامش جنگل سنگ چینی از اجاقی خرد اندرو خاکستر سردی همچنان کاندر غبار اندوده اندیشه های من ملال انگیز طرح تصو…

هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابر بر پشت هنگام که نیل چشم دریا از خشم به روی میزند مشت زان دیر سفر که رفت از من غمزه زن و عشوه ساز د…

در شب سرد زمستانیکوره ی خورشید همچون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزدوبه مانند چراغ من نمی افروزد چراغی هیچنه فرو بسته به یخماهی،که از بالا می ا…

کفش هایم کوچه کسی بود صدا زد سهراب؟آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.مادرم در خواب استو منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر.شب خرداد به آرام…

یه روز از همین روزا میبینمت تو رو اونجا که قرار داشتی با منفرق این روزا با اون روزا اینهیکی دیگه پیشته بجای منحتی این خیابونا و کوچه هانبود…

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوستای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابرکان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آ…

من غلام قمرم غیر قمر هیچ نگوپیش من جز سخن شهد شکر هیچ نگوسخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بی خبری رنج ببر هیچ مگودوش دیوانه شدم عشق مرا …

می تراود مهتابمی درخشد شب تابنیست یکدم شکند خواب به چشم کس ولیکغم این خفته چندخواب در چشم ترم می شکند.نگران با من استاده سحر.صبح میخواهد از…

ققنوس مرغ خوش خوان، آوازه ی جهانآوراه مانده از وزش بادهای سردبر شاخ خیزران.بنشسته است فردبر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.او ناله های گمشده …

من بی می ناب زیستن نتوانمبی بادهکشید بار تن نتوانممن بنده آن دمم که ساقی گویدیک جام دگر بگیر و من نتوانماستاد شجریان:می نوش که عمر جاودانی …

مطرب درآمدبا چکاوک ِ سرزندهئی بر دستهی سازش.مهمانان ِ سرخوشیبه پایکوبی برخاستند.از چشم ِ ینگهی مغموم آنگاهیاد سوزان ِ عشقی ممنوع راقطر…

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شدآن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شدشکر ایزد …

سالها دل طلب جام جم از ما می کردآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کردFor years my heart was in search of the GrailWhat was inside me, it searc…

آنان که خاک را به نظر کیمیاکنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کننددردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنندمعشوق چون نقاب ز ر…

لبانتبه ظرافتِ شعرشهوانیترینِ بوسهها را به شرمی چنان مبدل میکندکه جاندارِ غارنشین از آن سود میجویدتا به صورتِ انسان درآید.و گونههایتبا…

رفتم راسته پرنده فروش ها وپرنده هایی خریدمبرای تو ای یاررفتم راسته گل فروش ها وگل هایی خریدمبرای تو ای یاررفتم راسته آه…

حسینقلی، زار و زبونوِیْلِهزَنون گریهکنونلبش نبود خنده میخواسشادی پاینده میخواس.پاشد و به بازارچه دویدسفره و دستارچه خریدمُچپیچ و کولب…

یه مردی بود حسینقلیچشاش سیا لُپاش گُلیغُصه و قرض و تب نداشتاما واسه خنده لب نداشت. ـخندهی بیلب کی دیده؟مهتابِ بیشب کی دیده؟لب که نباشه …