
متن آهنگ تصنیف دشتی افسون سخن از سالار عقیلی
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیندتو میگفتی وفا دارممحبت را خریدارم ولی دیدم نبودیتو گفتی آن حبیبم من که بردردت طبیب…

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیندتو میگفتی وفا دارممحبت را خریدارم ولی دیدم نبودیتو گفتی آن حبیبم من که بردردت طبیب…

ای صبا رو ، سبک بار ، از برم سوی دلدارگو به اون بی وفا یار ، حال این عاشق زارای صبا رو ، سبک بار ، از برم سوی دلدارگو به اون بی وفا یار ، ح…

من خرابم ز غممن خرابم ز غم یار خراباتی خویشمن خرابم ز غم یار خراباتی خویشمی زندمی زند غمزه ی او ، ناوک غم بر دل ریشبه عنایت نظری کنبه عنایت…

در کنج دلم ، عشق کسی خانه نداردکس جای در این کلبه ی ویرانه ندارددل را به کف هر که نهم ، باز پس آردکس تاب نگهداری دیوانه ندارددر انجمن عقل ف…

همچو فرهاد و بود کوه وکنی پیشه ماکوه ما سینه ما ناخن ما تیشه مابهر یک جرعهء می منت ساقی نکشیماشک ما باده ما دیده ما شیشه مااشک ما باده ما د…

ای امید دل من کجاییهمچو بختم کنارم نیاییآشنا سوز و دیر آشنایییا بلای دل مبتلاییبی وفا ، بی وفا ، بی وفاییتو غارتگر عقل و هوشیبه آزار جانم چ…

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردمتو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی من از بیم شماتت گریه پنهان در …

چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، به درد خویش خو کردمآه آه....عزیز من آی ای آیفشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را…

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده اماین بار من یک بارگی از عافیت ببریده امای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر…

سرزمینمسرزمینمسرزمین نازنینممن تو را با نام ایران می شناسمدر پناهفریزدانمی شناسممن جنوبت را به نام پارسو خلیج ات را به نام فارستا ابد ، این…

یک نگاه مهربان، ما را بس استپرتویی از آسمان، ما را بس استیک پرنده ، یک چمن ، یک جلوه گلشاخه ای از ارغوان، ما را بس استلحظه هایی از تبسم، از…

خوشا با تو بودن ، ز عشقت سرودندگر از هوایت سفر نکنمبه صحرای هجران ، مخواه از من ای جانکه چون لاله خون در جگر نکنمخوشا با تو بودن ، ز عشقت س…

آن زلف سر کجتهمه چین چین شکن شکنمویت برای بستن دلها رسن رسن همه دلها رسن رسنگیسو فشانده بر سر دوش و نهان شدی چون یاس نو رسی گل خندان به زیر…

ز داغ حسرت در آتشم چو لاله امشبدمی نیاساسم از غمت ز ناله امشببیا که بی آتشین لبت ز نامرادیچو لاله نوشم ز خون دل پیاله امشبمایه نازی، نغمه س…

عاشق همه سال مست و رسوا بادادیوانه و شوریده و شیدا بادابا هشیاری غصه ی هرچیز خوریمچون مست شدیم، هرچه بادا باداآخر تو شبی رحمی نکنیبر نوحه و…

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینمالا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم، که بی یا…

ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمیسرگران از خواب و سرمست از شرابت دیدمیروز روشن دست دادی در شب تاریک هجرگر سحرگه روی همچون آفتابت دیدمیآه اگ…

تن من فدای جانت، سر بنده و آستانت چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم؟نه فراغت نشستن، نه شکیب رخت بستن نه مقام ایستادن، نه گریزگاه دارمنه …

ای گل از من تو پیمان، گسستیدل بر عهدی که بستی، نبستیآتشم زدی، جانا رفتیآئینه ی دل شکستیاز غم عشق تو بی قرارمجلوه ای کن به شبهای تارمدر کنار…

در خرابات مغان نور خدا میبینم این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینمجلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه میبینی و من خانه خدا میبینمسو…

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکردیاد باد آن که ز ما یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده م…

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنیخون خوری گر طلب روزی ننهاده کنیآخرالامر گل کوزه گران خواهی شدحالیا فکر سبو کن که پر از باده کنیگر از …

مُدامم مست میدارد نسیم جَعد گیسویت خرابم میکند هر دم فریب چَشم جادویتمُدامم مست میدارد نسیم جَعد گیسویت خرابم میکند هر دم فریب چَشم جاد…

شبانگاهان که می نالد شباهنگ شود با من شباهنگی هماهنگچنان نالد که می لرزد تن ماهچنان خواند که می سوزد دل سنگچه نیرویی در آن جوشد به جز عشقخو…